بو ها را جدی بگیرید

/ بازدید : ۶۵

امروز در مطب دکتر روانشناسم که ده سال داشت سعی میکرد فوبیای بچه هراسی مرا از بین ببرد یک پسر بچه که دور دهانش شکلاتی بود را بغل کردم.دو دقیقه قبل مادرش با نهایت زور آب دماغش را گرفته بود ولی من با تمام وجودم و بدون هیچ ترسی اورا در آغوش کشیدم...آه!چه بوی خوبی میداد...یک بوی خاص که تا حا تجربه اش نکرده بودم.حس میکردم که یک تخته شکلات تخت خالص را بغل کرده باشم.من با ولع تمام او را بو می کشیدم و آن رایحه خاص هر لحظه بیشتر میشد.دیگر هیچ ترسی از بچه ها نداشتم.لحظه ای با صدای مادر به خودم آمدم...

ــ عه وا خدا مرگم بده...خانوم لباستون کثیف شده؟ببخشید یادم رفت پوشکشو قبل از اومدن عوض کنم.

خانم بچه اش را بغل کرد و رفت...من ماندم و لکه بزرگ آن تخته شکلات خااالص:/(یکی از همان نگاه های امیرعلی نبویان وسط داستان خواندنش)

نویسنده : وجوج جیم ۴ لایک:)
Sarina
08 Ordibehesht 16:23
تو فقط فاصله کمی تا قهرمان شدن داری 
پس یادت نره :
Always Blive Yourself 
پاسخ :
مرسی هانی:)

امیر ...
05 Ordibehesht 00:27
والله اینچاهایی که کار میکنم  دست کمی از تیمارستان ندارن !!!
پاسخ :
بله بله کاملا مشخصه!
احتمالا ضعف اعصاب گرفتید:)
آقای پدر
04 Ordibehesht 23:33
من وقتی شنیدم دارم پدر میشم توی دوهفته, 7 کیلو وزن کم کردم حالا بیا ببین چه بابایی شدم!
پاسخ :
از شوق یا از ترس ؟
امیدوارم پدر خوبی باقی بمونید:)
امیر ...
04 Ordibehesht 17:33
خوبه که روانشناس میرید ...
منو که خیلی وقته ارجاع دادن روانپزشکی !!!
حسش نیست که برم ....:)
پاسخ :
نه دیگه نمیرم روانشناس,بعد از اون حادثه انتقال داده شدم به تیمارستان:)
جاهستااا...بفرمایین شمام
دختر خوب
03 Ordibehesht 21:47
خخخخ!
این بلا سر منم اومده!اما نه گرم بود نه زرد!
نجسم کرد!در اثر فشار به پوشک....:|
پاسخ :
من خاطراتی دارم که فقط ترس از فیلتر شدن وبلاگم اجازه انتشار آنها را نمی دهد
نـمو عـسدم (:
03 Ordibehesht 10:00
ای جانم:دی
حالا چجوری می خوای پاکش کنی اون لکه هه رو؟:/
اون نگاه ِ امیرعلی نبویان رو کاملا حس کردم الان D:
پاسخ :
به هر حال هر تغییر عقیده ای یه تاوان قهوه ای داره
:) این نویسنده با نگاهاشون کار رو برای ابراز احساسات من در بعضی مواقع آسون کردن.خدا خیرشون بده
بابا لنگ دراز
03 Ordibehesht 00:32
خخخ باشد ک پند گرفته باشید
پاسخ :
احسنت...کاش پند میگرفتیم و بچه های ناتوان در نگهداری عمل دفع را عایق کاری میکردیم
مستر من
02 Ordibehesht 22:07
خخخخ
سخت ترین کار دنیاست :)))
پاسخ :
بله بله خیلی سخته...خیلی:/
مستر من
02 Ordibehesht 22:00
پس چرا اینقد منو با ایشون مقایسه مینمویید خخخ
نه منظورم تحقیق شخصیتی و اینا بود

پاسخ :
خب شما همت کن با فشار دادن چهار دکه برروی کیبورد و سپس یک کلیک ناقابل خودت رو از جهل و نادانی نجات بده
مستر من
02 Ordibehesht 21:52
ای وای قرار بود درباره قیصر تحقیق کنم 
که اینقد دل ته دیگ قابلمه مان را برده :))
پاسخ :
ببخشید جناب کفگیر که خورده اید به پست ته دیگی بد بخت:به عرضتان میرسانم که قیصر خیلی وقت است بار خویش را بسته و از بین مارفته تا شاهد چنین آدم هایی(اشاره به بعضیا)نباشد.
مستر من
02 Ordibehesht 21:48
آخ که چقدر اون دری که بهش معرفیتان کردم درساز ماهری بوده که اینقدر به تلافی اش دارید برایم در معرفی میکنید...
بسی باعث شعف و ذوقمان شد :)))
پاسخ :
گفتم که با اعصاب من چی داااش؟بازی نکن(یک لحن خیلی قیصر وارانه)
مستر من
02 Ordibehesht 21:32
تلاش های ده ساله روانشناس؟
یعنی از زمان طفولیت اول در شکم مادر در حال کار بر روی شما بودند؟:)))
پاسخ :
خب خوشبختانه این پست یک اتو بیوگرافی نبود و شما فریب نیرنگ های کثیف من رو خوردید:)
(اینم به اون در)
Farhad hassan pour
02 Ordibehesht 21:27
واقعا شکلات بود یا گ... ؟ !!!!

______________________________

سلام اقا یونس ماشالله به همه جا سر میزنیدا !!

همه جا کامننتون دیده میشه :)

جالبه
پاسخ :
البته که هنوز ماده ش در دست کشفه ولی بنده یونس نمی باشم و نسبتی هم با ایشون ندارم.البته اگر مخاطب جملتون من بودم
BTC
02 Ordibehesht 21:14
سلام ...

واقعا وبت عالی عالیه، تشکر بابت این همه زحمتی که میکشی

خدانگهدار شما باد
پاسخ :
مرسی متشکرم دوست عزیز واقعا شما خیلی فهمیده هستید که بالاخره فهمیدید تایپ کردن عجب کار سختی ست و چقدر وبلاگ نویسان متحمل زحمت می شوند.
کاش مادرم هم با درک شما میرسید و من رو علاف بی کار خطاب نمی کرد
younes noori
02 Ordibehesht 20:58
.حس میکردم که یک تخته شکلات تخت خالص را بغل کرده باشم
توصیف خیلی قشنگی بود.
پاسخ :
زیبا و در ادامه کمی مشمئز کننده
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About Me
اگه کفگیرتون خورد ته دیگ...غصه نخورین چون بهترین قسمت یه قابلمه ته دیگشه.با ته دیگای زندگیتون حال کنید.مشکلات زمینی...ته دیگای سیب زمینی بهمون تحویل میدن...هرچقدر سخت تر باشن ته دیگامون برشته ترن
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان