برگشتن؟بش فکر کن

/ بازدید : ۳۹

به برگشتن فکر میکنم.از اینستاگرام که همه را بیچاره کرده.زندگی های پر از زرق و برقی دارند که حالت تهوع آدم را برمی انگیزند.

من آدم خیلی کاریزماتیکی نیستم.کلا مدل خانواده ما این است که هرچه ساده تر باشی و کمتر توی چشم بیایی بهتری.البته خانواده مادری ام را عرض میکنم و اصلا خانواده پدری ام را به رسمیت نمی شناسم.نه بخاطر اینکه خیلی هایشان توی روستا زندگی می کند که البته اینطور نیست.حتی نه بخاطر افکار پوسیده و وحشتناکشان که البته آنها خیلی هم روشنفکر شده اند و دوست بودن دخترانشان را با پسران قبل از ازدواج ابدا ننگ نمی دانند.یک چیز مهمتر هست که به گفته مادرم عزت نفس است.آنها چیزی به اسم عزت نفس نداشته اند و ندارند و همیشه در پی جبران این کمبود با چیز های دیگر بوده اند.حالا همین حس را نسبت آدم های بی هنر اینستاگرام دارم که سعی دارند شهرت را جایگزین چیز های مختلفی در زندگیشان بکنند.برای همین دارم برمیگردم.شاید به اینجا و شاید به خانه دنج و آرامم در بلاگفا.حداقل میتوانم آدم هایی را ببینم که حتی اگر چیزی برای گفتن ندارند لاقل دروغ نمی گویند.

مثالش را بسیار دیده ام:یک دوست نزدیکم که به هوای همین شهرت و شناخته شدن ناگهان به سرش زد که اتاقش را شبیه زندگی بیکار هایی بکند که برای خوردن یک بیسکوییت ساده یک عالمه گل رز پرپر میکنند می ریزند روی  تختشان و بعد از زاویه ای که هم لاک ناخن های پایشان و هم صندلی لهستانی گوشه اتاق پیدا باشد عکسی می گیرند و آپلود میکنند.یک دوست دیگرم یک مدت کوتاهی ویالون می زد و بعد که دید سخت است آن را کنار گذاشت.چندوقت پیش دیدم که در بیوگرافی اش زده ویالونیست....

دیروز همینطور الکی محض تنوع و اینکه دیگران فکر نکنند که مرده ام یک پست از مطلبم در مجله گذاشتم.واکنش ها دیوانه کننده بود.همه اظهار خوشحالی و ذوق زدگی می کردند و من با خودم میگفتم:یه مطلبه دیگه...اینهمه شلوغ کاری نداره که!شاید هم عادت من باشد که از موفقیت هایم خجالت می کشم.مثلا تا همین امروز وقتی کسی از من بپرسد کدوم مدرسه درس میخونی؟من یک جواب سربالا بهش میدهم و اگر خیلی پافشاری کند سرخ و سفید میشوم و میترسم بگویم دانش آموز نمونه سمپاد هستم.حالا نمیدانم این آدم ها چطور میتوانند به اینهمه خودنمایی عادت کنند.

آنها فکر می کنند وبلاگ نویس ها مسخره و عقب مانده هستند.مرا بخاطر اینکه از تمام مطالبی که درمجله چاپ کرده ام عکس نمیگذارم سرزنش می کنند و به خیالشان خیلی حالیشان است.

باید به دنیای خودم برگردم.دنیای ساده وبلاگ نویسی.بخاطر حفظ کردن یک چیز:عزت نفس!

احتمالا آدرس وبلاگم را هم بهشان ندهم چون واقعا نمیخواهم از کار هایم سر در بیاورند.ولی یک کاری را حتما می کنم:از موفقیت ها و افتخارات و مطالب چاپ شده ام حتما آرشیوی تهیه می کنم و یک روز میاندازم جلویشان.روزی که فکر کرده اند با داشتن ده کا فالوور خیلی مهم هستند و ما وبلاگی ها هیچی حالیمان نیست!

نویسنده : وجوج جیم ۰ لایک:)
x
04 Tir 02:22
حقیقتا هیچ وقت دوست نداشتم اشنایی رو تو ایستا دنبال کنم
‌چون از نزدیک می شناسمشون این حجم از بزرگنمایی خوب ازشون حالم رو بهم میزنه .... وبلاک دقیقا برعکس اینستاگرامه ....ادم ها تو وبلاگ یه رویه ی صادقانه تر که احتمالا حتی پایین تر از واقعیت زندگیشونه به نمایش میذارن ولی تو ایسنتا و .. .الکی دنبال تلاش برای بزرگنمایی خوشی ها هستن !

‌یه سوال : تو چه مجلاتی مطالبت رو چاپ می کنی ؟ ببخش میدونم دوست نداری بگی ولی واجبه واقعا ! چون یه مدته دوست دارم مطلب منتشر کنم نمیدونم چجوری میشه و کجا !!
پاسخ :
دوچرخه معمولا تابستون ها خبرنگار افتخاری نوجوان و جوان میگیره.میتونی پنجشنبه روزنامه همشهری بگیری و فرمش رو پر کنی
مجله سروش نوجوان هم تازگی شروع به کار کرده و میتونی مطالبت رو براشون بفرستی
سایت هایی هم مثل جیم و چندتای دیگه هستن که به صورت مجازی کار میکنن
البته برای اینکه بخوای تو خبرگزاری یا سایت معتبری به عنوان خبرنگار کار کنی باید دوره های خبرنویسی رو بگذرونی
دختر خوب
25 Khordad 12:08
مگه مال ما داره؟!

هر شب وبلاگارو پایین باللا میکنم دو تا متن خوب بخونم هیچی نیست...
هیچی نیست...
همه ته کشیدن...
ولی باید نوشتن....
پاسخ :
بدی دنیا اینه که فقط دکمه پلی داره و البته خوبیش هم همینه.روزی رو یادم هست که سرور های بلاگفا تمام نوشته های ما رو به باد دادن و غم اون هنوز توی وجود قلم وبلاگ نویس ها هست
مصطبه
16 Khordad 12:54
گاهی اوقات این حجم از خودنمایی حال آدم را به هم میزند. 
به قول آوینی ادای دانایی هیچگاه جای دانایی را نمیگیرد. دوستی دارم که دانشجوی پزشکی است در یکی از معتبرترین دانشگاه های تهران، بلاگر مشهوری هم هست. چند وقت پیش در مسابقه داستان نویسی دانشجویی کشور مقام آورد. بهش گفتم الان توی بیان هر کی پزشکی شغال آباد میخونه توی پروفایلش توی چش و چال ملت فرو میکنه تو که توی وبت نمیگی دانشجوی پزشکی همچین دانشگاهی هستی و پز نمیدی، اقلا پست برگزیده شدن داستانت رو بذار. خوب نیست آدمی مثل تو که این همه بارش است اینقدر بی ادعا باشه.
گفت من زیاد بارم نیست. ملت خیلی بی برگ و بارن که آدمی مثل من براشون عجیبه.
پاسخ :
راست میگفت
یه دنیاست با هفت میلیارد آدم.نه مدرک تحصیلی فخر داره و نه دانشگاه و نه...
اگر بتونی خودت رو خوشحال کنی برنده واقعی هستی
دختر خوب
16 Khordad 12:43
هر جا میری برو ولی گیتارو با خودت نبر...

وجوج بلاگ بهتر از بلاگفا بوده...!هر چند هیچ جا خونه ی اول خود آدم نمیشه!
منم چند روز پیش برگشتم بلاگفا ولی کلی خاطره اومد جلو چشام بستم و برگشتم...!
همینجا بمون!
فوقش آدرستو عوض کن...
اینستا هم ....بش فکر کن...!
نمیدونم چی بگم دلم نمیخواد بری...!

پاسخ :
نمیدونم شایدم بمونم همینجا.هیچی معلوم نیست.دلم میخواست رونق قبل رو داشته باشه ولی انگار نداره.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About Me
اگه کفگیرتون خورد ته دیگ...غصه نخورین چون بهترین قسمت یه قابلمه ته دیگشه.با ته دیگای زندگیتون حال کنید.مشکلات زمینی...ته دیگای سیب زمینی بهمون تحویل میدن...هرچقدر سخت تر باشن ته دیگامون برشته ترن
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان