ته دیگ سیب زمینی

بزرگی می گفت:سیب زمینی هم هستی،ته دیگش باش!

به من گفت وقتی گریه میکنم و می خندم شبیه تو میشم

/ بازدید : ۸۶

ماتیلدا

بیا گریه کنیم

من امتحان کرده ام

وقتی گونه هایت زیر قطره های اشک می سوزند

درد هایت دیگر درد ندارند

من گریه کرده ام

خیلی شب ها آنقدر گریه کرده ام که خوابم برده

از گریه کردن خجالت نکش

من از آن شب زمستانی وقتی زل زدم توی چشم های سرباز کلانتری و زدم زیر گریه دیگر خجالت نمی کشم گریه کنم

حالا همه جا و جلوی هر کسی می توانم گریه کنم

چندبار جلوی مشاور مدرسه

یکبار جلوی فاطی

و بار ها جلوی مامان

آه ماتیلدا

کاش اسم من هم ماتیلدا بود

و لیون همینقدر قشنگ اسمم را صدا میزد

من نمیدانم

درد های تو بزرگ تر از درد های من بود؟

وقتی دوازده ساله بودم

تنهاترین دختر دنیا که نه،ولی خب تنهایی عجیبی داشتم

و چشم هایم را روی هم فشار می دادم

دعا میکردم

به خدا میگفتم یک کاری کن من وقتی چشم هایم را باز میکنم اینجا نباشم

یک جای خوب تر

یک خانواده بهتر

یک زندگی که بشود دوستش داشت

من هر روز همین کار را می کردم

و خدا به نظرم خیلی بی رحم بود که التماس هایم را نادیده می گرفت

ماتیلدا

من هم به اندازه تو قلبم فشرده شد

وقتی لیون مرا در قلبم کشتند

وقتی با خودم فکر کردم مگر می شود چاه تنهایی دنیا اینقدر عمیق باشد

ماتیلدا

احساس نمیکنی که واقعا ناعادلانه است؟

قهرمان های داستان می میرند

بقیه پای فیلم اشک می ریزند

و هیچ کس فکر نمی کند

ما که با یک بغض عمیق باقی می مانیم

پس از این را باید چگونه زندگی کنیم

ماتیلدا

آن چاه بزرگ تنهایی ات

برای شوری درد های من جا دارد؟


نویسنده : وجوج جیم ۵ لایک:)
About Me
اگه کفگیرتون خورد ته دیگ...غصه نخورین چون بهترین قسمت یه قابلمه ته دیگشه.با ته دیگای زندگیتون حال کنید.مشکلات زمینی...ته دیگای سیب زمینی بهمون تحویل میدن...هرچقدر سخت تر باشن ته دیگامون برشته ترن
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان