ته دیگ سیب زمینی

بزرگی می گفت:سیب زمینی هم هستی،ته دیگش باش!

این فقط چند خط از زندگی من است

/ بازدید : ۱۰۳

نور خورشید که تابیده به دیوار های پوشیده شده با بلکا زیادی توی ذوق می زند.حالا گل هایم ریشه کرده اند و دارند هرروز بیشتر قد می کشند.روپوش سفید یادآور روزهای آزمایشگاه به در کمد آویزان است.یادش بخیر؛مامان می گفت من باید دکتر شوم.روپوش سفید و روسری ساتن بپوشم و...حیف!هیچوقت شبیه چیزی که آنها آرزو داشتند نشدم.کتاب هایم روی هم تلنبار شده اند.نه حوصله دارم و نه وقت دارم که لایشان را باز کنم و بخوانمشان.چشمم به کتاب های المپیاد که می افتد عذاب وجدان می گیرم.صورت نیکو می آید جلوی چشمم که با چه بدبختی اینها را برایم پست کرده.عوضش چند کتاب و فیلم درباره جنگ جهانی خوانده و دیده ام.احساس می کنم این زیرزمین یکی از پناهگاه های مخفی ورشو است.و آن بیرون نازی ها عین آب خوردن آدم ها را می کشند.هروقت که از حجم آزار دهنده خبر ها و پست های تلگرام و اینستاگرام خسته می شوم پناه می آورم به اینجا.حالا هم آمده ام تا چند صفحه ای کتاب بخوانم و روی لباس مامان مروارید دوزی کنم.بقیه که مرا می بینند فکر میکنند من دیوانه ام که وسط قرن بیستم و هیاهوی تکنولوژی هرروز می نشینم پای یک چرخ خیاطی قدیمی.نمی دانند که این همیشه آرزوی من بوده.متر بیاندازم گردنم و اندازه کمر و دور بازوی این و آن را بگیرم و هی کاغذ های الگو را برش دهم.آن بیرون جنگ رسانه های چپی و راستی و صحبت از اعتصاب و دلار و طلاست و من تنها کاری که می توانم انجام دهم همین است که پناه بیاورم به زیرزمین.خیالم راحت است که امواج وای_فای و خطوط ارتباطی به این پایین نمی رسد.گاهی در افکار مازوخیسمی ام غرق می شوم و خیره می شوم به در و دیوار و نقش های مختلف را پیدا می کنم؛گاهی هم فکر میکنم که خب الان سکه ده میلیون می شود و آهنگ پلی می کنم و می رقصم؛صدایش هم خیلی بلند است که یک موقع صدای دعوای بچه های همسایه به گوشم نرسد.دلیل این آرام بودنم برای خودم عجیب نیست.به جای آن گوشی موبایلی که قرار بود بگیرم و الان دیگر نمی توانم بگیرم به کسی فکر می کنم که در سرزمین های گرم زمین دارد زندگی می کند.بهش پیغام نمی دهم،زنگ نمی زنم.می خواهم فکر کنم که او هم حالش خوب است.فقط همین انگیزه ام برای نوشتن است که مرا زنده نگه داشته.ما باید زنده بمانیم.باید در این بهم ریختگی ها یک دلیل داشته باشیم.یک دلیل کافیست.من میخواهم زندگی کنم.توی اتوبوس یا جاهایی که حوصله ام سر می رود عکس های معمولی اینستاگرامش را می بینم.اصلا بخاطر همین خود اوست که هنوز می روم توی اپلیکشن جهنمی.

+به عنوان کسی که می داند ممکن است دنیا از این هم بدتر شود دارم برای خودم دلخوشی می سازم.می دانم که درروز های سرد زمستان خاطرات این تابستان داغ هستند که دلم را گرم می کنند و چشم هایم را باز نگه می دارند تا بهار و شکوفه های بادام را ببینم.

+پندانه:توصیه ام به شما جوانان این است که هر چه زودتر دلخوشی هایتان را بسازید.دارد دیر می شود.ناامیدی و وهم به سوی ما هجوم آورده.

نویسنده : وجوج جیم ۳ لایک:)
یاسمن مجیدی
17 Mordad 21:47
تا وقتی خودش نیاد د همینه اوضاع
همه رو اون میبینم
پاسخ :
:((((
به قول یکی از بچه ها غمم گین شد
یاسمن مجیدی
15 Mordad 14:30
اتفاقا یه مدت به شرلوک به چشم جرویس نگاه می کردم
اون شرلوک درازه ها.جوونه.لاغره.اون
پاسخ :
آره بندیکت:))
چشم آبی
کت مشکی
باهوش
لعنتی!روی اونم کراش داری؟:)
یاسمن مجیدی
14 Mordad 22:35
من دارم در سرزمین های گرم زندگی میکنم؟
حالا درسته همه جا هوا گرمه ولی شهر مورد نظر شما آبودان و خوزستان و اون وراست...بله...
پاسخ :
وای خدایا:)))))
چقد شبیه شرلوک هلمز شدی
مثل این که تمام مدارک بر علیه منه...
سهراب
11 Mordad 21:47
ناامیدی و وهم خیالی هستند ...

اما دلخوشی یک واقعیت ...

میشه از شر خیال بطور ذهنی خلاص شد، ولی نمیشه واقعیت رو بطور ذهنی ایجاد کرد، واقعیت یه چیز عینیه !!
پاسخ :
چه قشنگ:دلخوشی واقعیته:)
یاسمن مجیدی
11 Mordad 19:34
خدا خیر بده اونی رو که به خاطرش هنوزم اینستا میای! :|
راستی من ازین پناهگاها که میگی ندارم.خوش به حالت.تازه من خیاطی هم بلد نیستم.بازم خوش به حالت.
پاسخ :
خب شاید اون یه نفر خودت باشی:)

کلوچ:)
10 Mordad 20:52
بدبختی؟ بدبختی واسه توصیفش کمه! 
اگه بدونی چجوری پست کردم واست... اون وخ انداختیشون یه ور حوصله نداری بخونی؟
به خدا وجوج اگه المپیاد هیچی نشی پا میشم میام در خونتون میزنمت
پاسخ :
میشه زودتر بیای منو یکم بزنی تا شاید سر عقل بیام؟لطفا!!!
آسـوکـآ آآ
10 Mordad 12:24
فقط پندانه ت . . .
پاسخ :
دوباره شروع کردم به گفتن سخنان قصار:))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About Me
اگه کفگیرتون خورد ته دیگ...غصه نخورین چون بهترین قسمت یه قابلمه ته دیگشه.با ته دیگای زندگیتون حال کنید.مشکلات زمینی...ته دیگای سیب زمینی بهمون تحویل میدن...هرچقدر سخت تر باشن ته دیگامون برشته ترن
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان